كلبه ي عشق

عكس,اس ام اس,مطالب عاشقانه

تو رفتی


 به گوشت میرسه روزی که بعد از تو چی شد حالم

چه جوری گریه می کردم که از تو دست بردارم

نشد گریه کنم پیشت نخواستم بد شه رفتارم

نمی خواستم بفهمی تو که من طاقت نمیارم

دلم واسه خودم می سوخت برای قلب درگیرم

یه روز با خنده هات گفتی تو میمونی و من میرم

تو میمونی و من میرم

سرم رو گرم میکردم که از یادم بره این غم

ولی بازم شبا تا صبح تو رو تو خواب میدیدم

نمی دونستی اینارو چرا باید میفهمیدی

منو دیدی اما یک بار ازم چیزی نپرسیدی


+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 20:56  توسط melisa  | 

دلم تنگ است !!!!!!!!!!!!!





دلم تنگ است !!!!!!!!!!!!!


دلم برای کسی تنگ است ...

که چشمهای قشنگش را
...

به عمق آبی دریا می دوخت
...

و شعر های قشنگی چون
...

پرواز
پرنده ها می خواند...!

دلم برای کسی تنگ است
...

كسی كه خالی وجودم
را از خود پر می كرد
...


و پری دلم را با وجود خود خالی...

دلم برای
کسی تنگ است...

کسی که بی من ماند
...

کسی که با من نیست
...

دلم برای کسی تنگ است
...

که بیاید
...

و به هر رفتنی پایان
دهد...!!

دلم برای کسی تنگ است
...

که آمد
!

رفت
!

و
پایان داد
...

کسی
....

کسی که من همیشه دلم برایش تنگ می شود
!!!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 19:1  توسط melisa  | 

عکس عاشقونه loveجدید

این عکس های عاشقونه تقدیم به عشق خودم..........

دوست دارم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388ساعت 10:14  توسط melisa  | 

التماس نمی کنم



التماست نمی کنم

هرگز گمان نکن که این واژه را

در وادی آوازهای من خواهی شنید

تنها می نویسم: بیا

بیا و لحظه ای کنار فانوس نفس های من آرام بگیر

نگاه کن

ساعت از سکوت ترانه هم گذشته است

اگرنگاه گمانم به راه آمدنت نبود

ساعتی پیش

این انتظار شبانه را به خلوت ناب خواب های تو می سپردم

حال هم

به چراغ همین کوچه ی کوتاه مان قسم

بارش قطره یی از ابر بارانی نگاهم کافی ست

تا از تنگه ی تولد ترانه طلوع کنی

اما

تو را به جان نفس های نرم کبوتران هره نشین

بیا و امشب را

بی واسطه ی سکسکه های گریه کنارم باش

 


اگه مهتاب بشی به من بتابی

منم رخت سیامو در میارم

اگه بارون بشی نم نم بباری

منم یادم میره که شوره زارم

اگه آفتاب بشی تو باغ ابرا

منم تو آتیشت پروانه میشم

اگه عاشق بشی حتی دروغی

میمونم با غمت همخونه میشم

میمونم تا نگی فکر سفر بود

نگی مثل پرستو در به در بود

میشم کفتر میسوزم تا بدونی

که پاسوز غمت آتیش به پر بود

میشینم کنج قصه شعر میسازم

واسه ناز گل یخ زیر بارون

میخوابم خواب چهل گیس و ببینم

به جای این همه خواب پریشون

میپوشم رخت بودن تا ته خط

به عشق با تو بودن پا میگیرم

به جونم میخرم تنهایی هاتو

برای گریه هات آسون میمیرم

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 12:9  توسط melisa  | 

محرم




من که غیر از تو کسی یاری ندارم یا حسین

برتـو وبر لطــف تــو امـیدوارم یا حســـین

هرکجا وصف گل است از خار هم آید سخن

تو گـل زهـرا ومن، پای تو خارم یا حسین

دردم جـان دادنـم ای جـان زهـرا! برسـرم

یک قدم بگذار، من چشم انتظارم یا حسین

افتـخارم بس که عـمری سـاکن کوی توام

از تو باشد نی زمن،این افتخارم یا حسین
فرا رسیدن محرم رو به تمام شیعیان و عاشقان آن حضرت تسلیت عرض میگم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 16:3  توسط melisa  | 

دوست دارم pOpO


تو الفبای عشق منی،
تمام واژه های زندگی ام با تو ساخته می شود،

تمام جملات درونم از تو سرچشمه می گیرد،
سخن دل و دیده ام تویی،
گاهی وقتها دلم می خواهد شیرین ترین شعر جهان را بسرایم و تقدیمت كنم،
دوست دارم زیباترین داستان عالم را بنویسم و به حضورت آورم،
دوست دارم فریاد بزنم،
تجلی پندارم، نوای زمزمه هایم و آوای ناگفته هایم تو هستی،
دوستت دارم،
و می دانم كه دوستم داری




+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 12:5  توسط melisa  | 

برای تو ماندن

و براي تو ماندن... به پاي تو بودن... و به عشق تو سوختن !

 

 و چه تلخ و غم انگيز است دور از تو بودن و براي تو گريستن ... !


 اي کاش مي دانستي بدون تو مرگ گواراترين زندگيست ... !

 


بدون تو و به دور از دستهاي مهربانت زندگي چه تلخ و ناشکيباست ... !

 


چه زيباست بخاطر تو زيستن ...

 


ثانيه ها را با تو نفس کشيدن ... زندگي را براي تو خواستن ... !

 


چه زيباست عاشقانه ها را براي تو سرودن ... !

 


  بدون تو چه محال و نا ممکن است زندگي... ! 

 


 چه زيباست بيقراري براي لحظه ي آمدن و بوئيدنت ... !

 


براي با تو بودن و با تو ماندن ... براي با هم يکي شدن ... !

 


کاش به باور اين همه صداقت و يکرنگي مي رسيدي !

 


اي کاش مي دانستي مرز خواستن کجاست ...!!!!

 


و اي کاش مي ديدي قلبي را که فقط براي تو مي تپد

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 10:37  توسط melisa  | 

دوست دارم

حتی یک لبخند مصنوعی نیز می تواند زیــــــــــــبا باشد برای یک

دل تــــــــــــنها!!

من خیلی ها را می شناسم که اینگونه دل خود را باخته اند!!!

خیلی ها را م شناسم که با رویاهای دورازدسترس زندگی می کنند!!!

من نیز ازهمین جنسم ســــاده ام می خوانی!!!

بــــخوان!!!

دیوانه ای می دانی!!!

بدان اما نگو تقلایم بیهوده است!!!

نمی دانم برایت چه بنویسم که از آن بهتر نباشد

تا بفهمی نه تنها با مرور زمان علاقه ام نسبت به تو کم



نمی شود



بلکه هر روز آتش علا قه ام به تو شعله ور تر می شود



وحالا هیچ نمی دانم وآنچه می فهمم این است که تاهمیشه همیشه


««دوستت دارم »»

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 19:56  توسط melisa  | 

بارون

 رو بخار پنجره عکس تورونقاشی کردم

                                           یادم افتاد که تو گفتی میرمو زود بر میگردم

 

 حالا ازروزی که رفتی شیشه ها غبار گرفته

                                                    درو دیوار اتاقم رنگ انتظار گرفته

 

 هنوزم به دوری تو دل من عادت نکرده

                                       یه صداییه توگوشم که میگه اون بر میگرده

 

 ازهمون وقتی که رفتی پشت هم بارون میباره

                                               اخه این بارونا بدجور تورو یاد من میاره

 

 واسه من جدایی از تو مثل قهر شب با ماهه

                                               لااقل کاش میدونستی یکی اینجا چشم براهه

 

 روی دیوارا نوشتم واسه من عزیزترینه

                                               به خدا دیدن چشمات ارزوی اخرینه

 

 اخرین خواهش قلبم از خدا فقط همینه

                                               چشمای منتظر من دوباره تورو ببینه

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 17:41  توسط melisa  | 

تنها


  • بی تو هم بغض غزل هایی ملال آور شدم

  • گرچه تنها بودم اما باز تنها تر شدم

  • پر زدم پر ریختم عریان شدم از هر چه بود

  •  چون درختی در هجوم بادها پرپر شدم

  •  سوختم در چرخه ی تکرارهایی ناگزیر

  •  مثل ققنوسی هزاران بار خاکستر شدم

  •  ساز ومضرابم گره خوردند با تار سکوت

  • از طنین نعره های بی صدایی کر شدم

  •  میوه هایم تا به یادم هست حسرت بود وآه

  •  آخرین فصل شکفتن را که بارآور شدم

  •  خنده هایم بغض بود واشکهایم قهقهه

  • سال ها بازیچه ی دنیای بازیگر شدم

  • بی تو هم بغض غزل هایی ملال آور شدم

  • گرچه تنها بودم اما باز تنها تر شدم

  • + نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 9:45  توسط melisa  | 

    مطالب قدیمی‌تر